تبلیغات
مطلب نوین - زبان فارسی در افغانستان پالوده تر از فارسی رایج در ایران است
نویسنده :alpha
تاریخ:پنجشنبه 19 مهر 1386-10:10 ق.ظ
نوع مطلب : عمومی 
زبان فارسی در افغانستان پالوده تر از فارسی رایج در ایران است

زبان و ادبیات فارسی در افغانستان پالوده تر و دست نخورده تر از فارسی رایج در ایران است ؛ به طوری که به نسبت فارسی ایرانی کمتر با عربی و انگلیسی درآمیخته است.

سیدضیاء قاسمی - شاعر افغان - در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر، ضمن بیان این مطلب افزود: در افغانستان اکثریت قریب به اتفاق مردم فارسی زبان هستند؛ به گونه ای که می توان گفت هفتاد درصد فارسی زبان اند و نود و پنج درصد هم آشنا با فارسی. یعنی آنهایی هم که فارسی زبان نیستند بر آن تسلط دارند و عمدتا از منابع و مآخذ فارسی استفاده می کنند..........

خبرگزاری مهر

زبان و ادبیات فارسی در افغانستان پالوده تر و دست نخورده تر از فارسی رایج در ایران است ؛ به طوری که به نسبت فارسی ایرانی کمتر با عربی و انگلیسی درآمیخته است.

سیدضیاء قاسمی - شاعر افغان - در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر، ضمن بیان این مطلب افزود: در افغانستان اکثریت قریب به اتفاق مردم فارسی زبان هستند؛ به گونه ای که می توان گفت هفتاد درصد فارسی زبان اند و نود و پنج درصد هم آشنا با فارسی. یعنی آنهایی هم که فارسی زبان نیستند بر آن تسلط دارند و عمدتا از منابع و مآخذ فارسی استفاده می کنند.

وی تصریح کرد: اکثر منابع و آثار ادبی در این کشور فارسی است و این روند همواره رو به رشد بوده است. از جنبه شعر و داستان نیز اگر دقیق شویم متوجه می شویم که ادبیات افغان با مولفه های مدرن کاملا آشناست و در این راه جایگاه خود را پیدا کرده و حرف برای گفتن دارد.

قاسمی در تشریح دلایل پالودگی بیشتر زبان فارسی در افغانستان نسبت به ایران گفت: یکی از حوزه های تاریخی زبان فارسی خراسان بزرگ بوده که بخش عمده آن در افغانستان فعلی قرار داشته و بلخ هم جزو آن بوده است. دیگر این که ارتباطات افغانستان با زبان ها و فن آوری های روز دنیا کمتر از ایران بوده و همین عوامل باعث شده تا واژه ها و ترکیب های تازه و اختلاطی کمتر در آن راه پیدا کند.

وی تصریح کرد: تزاحم ها و تبادل های فرهنگی حتی بر نحو و بافت جملات نیز تاثیر می گذارند. مثلا در ایران فعلی رایج است با این عبارت که "دارم می روم" . محققین اعتقاد دارند که چنین ترکیبی از انگلیسی وارد شده است؛ در حالی که این تغییرات هنوز به افغانستان راه نیافته و ما آن فعل را صرفا با "می روم" بیان می کنیم.

این شاعر با اشاره به پایندگی و حفظ زبان فارسی در افغانستان، اضافه کرد: مشکلات افغان ها برای حفظ و حراست از زبان و فرهنگ خود بسیار فراوان بوده است و یکی از مهم ترین آنها دخالت ها و سیاست های انگلیسی ها در ادوار گذشته بوده که علاوه بر افغانستان در شبه قاره هند و ماوراءالنهر نیز به تخریب فرهنگ و زبان پرداختند و با آن شروع به مبارزه کردند. 

قاسمی ادامه داد: به عنوان نمونه در شهر بلخ که محل حضور شاعران کهن ما بوده و زبان ما را به بالندگی رسانده ، امروز حتی یک شاعر فارسی زبان هم یافت نمی شود. خارجی ها در طول دهه ها و سال های متمادی اقلیم هایی چون سمرقند و بخارا و بلخ را به حدی تحت تاثیر قرار دادند، که آثار مخرب آن هنوز هم قابل مشاهده است.

وی با تاکید بر محدودیت های اعمال شده توسط قدرت ها در مناطق مزبور، تصریح کرد: با همه محدودیت های اعمال شده باید اذعان کرد که ریشه و قدمت زبان فارسی در این نواحی به قدری بوده که غربیان کمتر به خواسته های استعماری فرهنگی خود دست پیدا کرده اند.

این شاعر افغان، حادثه یازده سپتامبر و سیاست های جنگ طلبانه بعد از آن را تهدیدی تازه علیه فرهنگ بومی افغانستان عنوان کرد و افزود: بعد از این واقعه و به ویژه در پاکستان و هند، شکل و ساختار اقتصادی منطقه به سمتی رفت که محور آن بر آشنایی مردم با فرهنگ و زبان غربی استوار شده است. بدین معنی که هر کس انگلیسی بداند از شغل و درآمد بهتری نسبت به سایرین برخوردار است.

ضیاء قاسمی در پایان گفت: آموزشگاه های زبان انگلیسی در افغانستان بسیار زیاد شده و این مساله خود خطری بزرگ برای فارسی به شمار می رود که اگر فارسی زبانان داخل و خارج این کشور همت نکنند معلوم نیست چه سرنوشتی برای آن رخ خواهد داد؟